کوزت میلان

کار جنون ما به تماشا کشیده است

کوزت میلان

کار جنون ما به تماشا کشیده است

کوزت میلان

به نام خدای مهربانم
28/می/2013

کلمات کلیدی

از اینجا که نگاه میکنی فرقی نیست بین تو و نواب، میتوانی انگار کنی که حالا تو تنها دلسوز کشورت هستی که فدائی اسلام است. میتوانی امام را تصور کنی، که با دست خالی بایستی جلوی همه ی عالم و حرفِ حقی را بزنی که تاوانش ایستادگیِ الی الابد است و مقاومتی که بهایش از دست دادن فرزند و گره خوردن زندگی با تبعید باشد. میتوانی خیال کنی که تو پا، جایِ پای طالقانی نهاده ای، یا خودت را در خیابان های مملوِ از شعارِ دهه ی پنجاه تصور کنی، یا از آن آخوندهای هنوز محاسن در نیاورده ی جبهه ایِ دهه شصت باشی که با چهره ای نوربالا، به دور از ادعا، برای کشورشان جانّ میدهند.

از اینجا که نگاه میکنی فرقی نیست بین تو و شهیدِ بهشتی، هم او که زندگیش را وقفِ آرمانهایش کرده بود و در این راه هرچه تهمت و ناسزا که باید، شنیده بود و من خیال میکنم که ما هرچقدر هم که توهین و تمسخر بشنویم آن هم در جمهوری اسلامی، هنوز هیچ از راهی که بهشتی رفته بود نرفته ایم، میتوانی اندرزگو باشی برای مردمت و نقاب به نقاب در هر لباس، خدمتگزاری شان را کنی. باهنر باشی برای انقلاب، ابوترابی بشوی، اسیر بشوی، خونی بشوی، شهید بشوی..

منّ وسط تاریخ ایستاده ام، نقطه صفرِ تقابل حق و باطل، مشت هایم را گره کرده ام شعار میدهم برای نظام، آرمان هایم را سر دست گرفته ام تا زمین نماند حرفی از سید پیر جماران، شهادت مطهری تطهیر کرده وجود مرا از هر چه رجس و ناپاکی، موجِ انفجارِ حزب جمهوری اسلامی اما، موجی ام کرده منِ سرباز نسل سوم انقلاب را... مجنون وار به دورِ لیلیِ نادیده میگردم، رمی جمرات کرده ام، پا به پای وزوایی از دیوار لانه شیطان بالا رفته ام، همراهِ چمران کوچه های تنگ پاوه را دویده ام و با متوسلیان در انتهای افق پرچم لااله الا الله را بلند کرده ام. من قطره قطره اشک ریخته ام به اشک های مرتضی آوینی، فکه را قدم به قدم گشته ام به جست و جوی عشق، همانجا که سید پرکشید و من پرهایم شکست، صدایش هنوز توی گوشم میپیچد«سربازان امام زمان ازهیچ چیز جز گناهان خویش نمیترسند» و من نمیترسم از شیطانِ بزرگی که خمینی سنگ زد و نمیترسم از تیغِ تیزِ اجنبی که گردن ها را برای بریده شدن آفریده اند، که سری که سر راه حسین علیه السلام فدا نشود به تن زیاده است...

گاهی فکر میکنم چقدر خدا بندگان مومنش را دوست دارد که شهادت را به دنبال آنها میفرستد، قبایِ خونی شهید دستغیب گواه آن است که ما اگر خودمان را آماده کنیم این شهادت است که به سمت ما می آید و این محراب است که معراج میشود شهادت فقط برای پاسدارها نیست و هرکه جهاد کند شهادت میابد، چه زیبا میگفت، که اگر خدا شاهد نبود احدی شهید نمیشد...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی