کوزت میلان

کار جنون ما به تماشا کشیده است

کوزت میلان

کار جنون ما به تماشا کشیده است

تصاویر غمگینی از خودم دارم که بعنوان لحظات آرامش و دلخوش ثبت کرده ام ولی درواقع ناچارترین و تنهاترین و بی کس ترین دختر دنیا بوده ام.

سالها پیش که دختر تهطغاری خانه صد و پنجاه متری با چهار خاهر و دو برادر با پدری بدغیرت و مادری بدبین بودم و همیشه آسمان تاریک را در حیاط بزرگمان دیده بودم فکر میکردم قدم زدن در اتوبان بسیار بسیار آرامش دارد و افرادی که تنها و سبک بار دست در جیب و سیگار طول اتوبان را برعکس قدم میزنند بسیار بسیار دل خوش و زندگی خوشحالی دارند، ولی حالا میبینم تنها در اتوبان سیگار بدست قدم زدن تهِ تهِ غمگین بودن و تنها بودن است.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی